مبارک باد......

بر روی رضا شمس امامت صلوات

بر شافع ما روز قیامت صلوات

در شام ولادتش که شادند همه

بفرست بر این روح کرامت صلوات

ولادت امام رضا (ع) به همه مامان وبابا های نی نی پیجی مبارک باد.

 


تاریخ : 27 شهریور 1392 - 03:28 | توسط : مامان الهام | بازدید : 1360 | موضوع : وبلاگ | 45 نظر

نقاش کوچولو خونه ما.......

سلام به همه دوستای نی نی پیجی امیدوارم حالتون خوب خوب باشه.

اینم اقا پارسا ما در حال نقاشی کشیدن.

مامانی چند روز پیش نشسته بودی پشت میز مامانی اول که کل میز منو خط خطی کردی بعدا من بهت یک کاغذ دادم گفتم روی کاغذ بکش شما هم حرفمو گوش کردی و شروع به کشیدن کردی.

نگاه کن چه تمرکزی هم کردی قوربونت برم من

اینم اولین نقاشی اقا پارسا ما.

وقتی نقاشیت تموم شد خودت بلند شدی نقاشیتم اوردی که من ببینمش عزیزم


تاریخ : 24 شهریور 1392 - 14:44 | توسط : مامان الهام | بازدید : 1308 | موضوع : وبلاگ | 42 نظر

عکس های مسافرت(سری دوم)

سلام به همه دوستای نی نی پیجی ببخشید مامانا که سری دوم خیلی دیر شد ولی بالاخره گذاشتم.بفرمایید واسه دیدن عکسا:

 

 

 

عزیز دلم اینجا نهارخوران در استان گرگان بود.اینم عکس های شماست قوربونت برم من.

 

 

اینم عکس پارسا ومحمد(پسر عمه پارسا)هستش که خیلی عکس قشنگی شد 

 

اینا هم عکس هایی که کنار دریا گرفتیم.که خلی ناز شدن شما هم بر خلاف بقیه بچه ها از دریا نمیترسیدی ورفتی داخل اب وبیرون نمیومدی که اخر سر هم با گریه از اب بیرون اومدی. :) :)

اینم عکس من بعد از یک سفر به دور ایران.

اینم از عکس های من  امیدوارم خوشتون اومده باشه :)


تاریخ : 18 شهریور 1392 - 20:54 | توسط : مامان الهام | بازدید : 1941 | موضوع : وبلاگ | 24 نظر

مسافرت پارسا کوچولو ما(سری اول)

سلام به همه مامان های نی نی پیجی ببخشید که تاریخ گذاشتن عکسا عقب اوفتاد.خب میریم سراغ عکس های عزیز دلم.

اینجا تازه از کرمان راه افتاده بودیم و چون ابادی نزدیک نبود واسه اینکه شما خسته نشی نفسم یک جا واسه استراحت گل پسرمون واستادیم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اینجا هم پارک کودک تربت حیدریست که شما رفته بودی روی تاب و پایین نمیومدی با این که افتاب چشم های کوچولوتو اذیت میکرد ولی بازم میخواستی تاب بخوری وکلی اونجا بهت خوش گذشت مامانی

---------------------------------------------------------------

وقتی از سرسره میخواستی بیای پایین این قدر زوق زده میشدی که نگو.وقتی هم بهت میگفتم که بیا بریم

میگفتی:نه،بازی.مامان قوربون حرف زدنت برم شیرینم.

اینم یک عکس دیگه از باری کردن شما

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

عاشق این عکستم مامانی اینجا وقتی عمو علی شما رو گذاشت روی درخت اصلا نترسیدی ودرختو سفت گرفته بودی عزیز دلم اینجا هم هنوز داخل همون پارک هستیم عزیزم خیلی پارک خوبی بود.

اینم عکس شما با دوستات عزیزم از سمت راست محدثه(دخترعمه پارسا جون)،پارسا،محمدصالح(پسر خاله پارسا جون)این عکسو داخل حرم امام رضا(ع) گرفتم که متاسفانه از حرم چیزی پیدا نیست و دیگه هم یادم رفت که داخل حرم ازت عکس بگیرم مامانی.

-------------------------------------------------------

خوب عکس های سری اولمون همینا بود بقیه عکسهارو ایشالا در چند روز اینده میزارم امیدوارم خوشتون اومده باشه.


تاریخ : 10 شهریور 1392 - 15:13 | توسط : مامان الهام | بازدید : 1712 | موضوع : وبلاگ | 34 نظر

ما اومدیم...........

سلام دوست جونی ها خوبید؟من بالاخره اومدم دلم واستون خیلی خیلی تنگ شده بود ولی الان که اومدم ودیدمتون خیلی خوشحالم.خوب حتما میخوایید بدونید که من کجا بودم من در طول این دو هفته رفته بودم مسافرت جای همتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت عکساشم تو راهه در اولین فرصت واستون میزارم.راستی مهشیدجونم بود با ما بود حالا عکسم با هم گرفیتم(به خاطر اینکه دوستان اعتراض داشتن که عکس من ودختر خالمو با هم ببینن)که مامانی قول داده که واستون بزاره البته شاید خاله اسما جونم(مامان مهشید جون)واستون عکسو بزاره از همه دوستایی که در طول سفر نگران ما بودن و واسمون نظر گذاشته بودن ممنون هستم(مامان امیرارشاجونی,مامان ملیکا جون ومامان یسنا جون)


تاریخ : 07 شهریور 1392 - 04:43 | توسط : مامان الهام | بازدید : 983 | موضوع : وبلاگ | 19 نظر

یک روز بارونی...

سلام دوست جونی ها خوبید؟دیروز اینجا بارون اومد این قدر خوب بود خیلی بارون شدیدی بود بابایی هم منو بیدار کرد رفتیم توی بالکن البته پایین نرفتم من بادیدن بارون خواب از چشمام پرید و من خیلی خوشحال شدم که خداوند نعمت بزرگشو برای ما فرستاده اینقدر خوشحال شده بودم که دیگه نمییومدم داخل خونه البته برخی از جا های استان کرمان سیل اومده بود  که دیشب اخبار اعلام کرد.

اینقدر خوشحال بودم که ایکجا نمی ایستادم که مامانی ازم عکس بگیره

 


تاریخ : 22 مرداد 1392 - 15:06 | توسط : مامان الهام | بازدید : 1261 | موضوع : وبلاگ | 32 نظر

یک عکس خوشگل دیگه از گل پسر ما.............

یک عکس خوشگل دیگه از گل پسر ما.............


تاریخ : 17 مرداد 1392 - 22:00 | توسط : مامان الهام | بازدید : 1754 | موضوع : فتو بلاگ | 27 نظر

یک سوپرایز.......

یک سوپرایز.......

خوب اینم سوپرایز ما حتما میپرسید که پارسا و مهشید چه ارتباطی به هم دارند خوب معلومه دیگه ارتباطش اینه که اقا پارسا پسر خاله مهشید ومهشید دختر خاله اقا پارسا هستش.
البته ببخشید اخه عکس دونفره ازشون نداشتم چون از هم دورند ایشالا بعدا عکس دونفره هم ازشون میزارم
تاریخ : 13 مرداد 1392 - 21:28 | توسط : مامان الهام | بازدید : 1075 | موضوع : فتو بلاگ | 22 نظر

داغ................

داغ................

اینم یک عکس از اقا پارسا هستش که زمستان پارسال گرفته شده
وقتی بخاری روشن بود میرفتی کنارش ومیگفتی داغ تازه یاد گرفته بودی عزیز دلم خیلی ناز میگفتی داغ قوربون داغ گفتنت برم مامانی
تاریخ : 12 مرداد 1392 - 21:20 | توسط : مامان الهام | بازدید : 835 | موضوع : فتو بلاگ | 12 نظر